قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
و من چقدر سادهام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار ایستادهام
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تکیه دادهام
این شعر قیصر امین پور امشب مرا یاد حال و حکایت کودکان و نوجوانانی انداخت که همیشه چشم انتظار پدر و مادر خود هستند، بچه هایی که با وجود فقر یا مشکلات دیگر خانواده محکوم به زندگی به دور از آغوش گرم خانواده خود هستند.
آری نگاه های مظلوم و معصوم این کودکان گویای دلتنگی عمیق است، گویای این است آنها همیشه چشمانشان هرچند که نابینا باشد در پی دیدن پدر و مادر خود با آغوشی پرمحبت این طرف و آن طرف می چرخند.
از کودکان شیرخوارگاه حرف میزنم،که امشب به همت خیرین و جمعی از مدیران در جشن یلدانه مهمانشان بودیم.
این کودکان و نوجوانان با نگاه هایی معصوم دلهای میهمانان را به درد آورده و به فکر وا داشتند که چرا اینان در این مکان (شیرخوارگاه)، در این زمان (طولانی ترین شب سال)، باید چشم انتظار دست های پر مهر کسانی غیر از پدران و مادران خود باشند؟!
آیا از آمدن آنان نا امید شدند؟! یا انتظار دارند با کمک نهادهای مربوط شرایط زندگی در کنار خانواده خود بهبود یافته و به آغوش گرم خانواده خود بازگردند؟!
برای اطلاع از چگونگی زندگی این کودکان پای صحبت های مسئول این موسسه نشستیم، وی با اشاره به اینکه توفیق خدمت رسانی در این مرکز از الطاف خداوند است، گفت: این مرکز با اینکه دولتی است اما همیشه قدردان دستهای سخاوتمند خیرین است.
مسئول شیرخوارگاه ادامه داد: تعداد ۷ کودک شامل ۶ دختر و تنها یک پسر آن هم نابینا است با رده های سنی مختلف در این مرکز زندگی می کنند.
وی به چگونگی کمک های خیرین اشاره کرد و گفت: خداروشکر خیرین عزیز همیشه به صورت های مختلف از قبیل مشارکتی و حمایت های مالی حامی این کودکان بوده اند.
لازم به ذکر است: این آیین با مشارکت خیر نیک اندیش “صبریه رازی” از خیران حامی شیرخوارگاه برگزار و مسئولان در فضایی سرشار از مهربانی جشن یلدا را برپا کردند.
- تحریریه ایلام آگاه
- کد خبر 13217
- بدون نظر
- پرینت




