مقدمه و مفهوم شناسی
سو مدیریت، به معنای ناکارآمدی یا عملکرد نادرست مدیران به دلایل ضعف تخصص، بیبرنامگی، ریسکپذیری یا ریسکناپذیری نابجا، عدم شناخت مخاطب، عدم توجه به فرصتها و تهدیدها، اتکا بر روابط بهجای ضوابط، و نبود استراتژی صحیح است. این عوامل موجب انحراف سازمان یا نظام از اهداف اصلی و شکلگیری فضای ناکارآمدی، بیانگیزگی و نارضایتی میشوند. بازهم اشاره می نمایم این مهم بارها مورد تاکید از سوی پژوهشگران و دلسوران قرار گرفته ما نیز به عنوان یک دانشجوی طالب علم و عضو کوچکی از این جامعه بدان اشاراتی داشته ایم.( https://www.sid.ir/paper/411781/fa) علی ایحال سیاستگذاری غلط زمانی رخ میدهد که تصمیمات کلان بدون مبنای نظری مشخص، بدون تحلیل واقعیتهای جامعه، و بدون مشارکت یا همراهی ذینفعان اتخاذ شود. این سیاستها میتوانند موجب تشدید فقر، تبعیض، نابرابری، مهاجرت، فساد سیستمی، اتلاف منابع و ناکارآمدی نهادها شوند. در مجموعه آن سو مدیریت و سیاستگذاری نادرست، مهمترین آسیبها و تهدیدهای حکمرانی هستند، زیرا علاوه بر هدررفت منابع و کاهش کارآمدی، جامعه را آسیبپذیر میکنند و خود زمینهساز سوءاستفاده دشمنان بیرونی یا داخلی میشوند. بنابراین شناخت و رفع این آسیبها و اتخاذ رویکردی علمی، شایستهسالارانه، شفاف و مشارکتی در حکمرانی الزامی است.
نقش سوء مدیریت در بحران برق
یکی از ناترازیهای اقتصاد ایران که مشکلات زیادی برای زندگی و کسبوکار مردم ایران به وجود آورده است ناترازی در انواع مختلف انرژی مخصوصاً انرژی الکتریکی است ناشس از سوء مدیریت نقش بسیار کلیدی و تعیینکنندهای در بحران برق در ایران ایفا میکند. بررسیها و اظهارنظرهای کارشناسان و نمایندگان مجلس حاکی از این است که شبکه برق کشور به دلیل بیبرنامگی، ضعف مدیریت، و فقدان برنامههای مدون و اصولی دچار فرسودگی و ناترازی شده است. این مشکل تنها ناشی از کمبود منابع یا شرایط بیرونی مانند تحریمها نیست، بلکه حاصل چند دهه سوء مدیریت، برنامهریزیهای نادرست، و عدم سرمایهگذاری کافی در بخش تولید، انتقال و توزیع برق است.( https://www.etemadonline.com/tiny/news-505695) به استناد رویکردهای کارشناسان این بخش که ادعا می کنند و ما نیز از باب آسیب شناسی منعکس می کنیم بخش خصوصی با وجود تمایل به سرمایهگذاری در نیروگاهها، به دلایل مدیریتی و بوروکراسیهای پیچیده اجازه فعالیت نمییابد که مشکل در مجوزدهی و هماهنگی وزارت نیرو از مصادیق بارز آن است. کارشناسان تاکید میکنند که بحران برق تنها با بهکارگیری مدیریت تخصصی، نوسازی زیرساختها، بهینهسازی شبکه انتقال و توزیع، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و اصلاح الگوی مصرف قابل حل است. همچنین سیاستگذاری هوشمند و مشارکت بخش خصوصی و مردم پایه که باید در این حوزه شکل بگیرد به اعتقاد آنان در مدیریت مصرف انرژی از الزامات ضروری است.
( https://bargheto.com/articles/how-to-prevent-power-outages) وقتی که فلان مسئول در این حوزه نظارتی به صراحت اقرار می کند : با کم کاری فلان دولت در سرمایهگذاری برای تولید برق، پس از دو دهه کشور دوباره گرفتار خاموشیهای گسترده در تابستان ۱۴۰۰ شد. بررسی آمارها نشان میدهد در حالی برنامه ششم توسعه دولت را مکلف کرده طی سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ ظرفیت شبکه برق کشور را ۲۵ هزار مگاوات افزایش دهد، اما ظرفیت شبکه برق کشور از ۷۶ هزار و ۴۲۸ مگاوات در سال ۱۳۹۵ با افزایش ۸ هزار و ۹۰۶ مگاواتی به ۸۵ هزار و ۳۳۴ مگاوات رسیده است. این عقبماندگی بسیار قابل توجه و چشمگیر از تکالیف برنامه موضوعی است که قطعاً در خاموشیهای اخیر نقش دارد (https://irna.ir/xjKjK5) آیا رئیس محترم قوه قضاییه این مصداق ترک فعلا از باب حقوق عامه نیست که سکوت شده است ؟
نقش سوء مدیریت در بحران گاز
در بخش بعدی بررسی نیز کاملا قابل مشاهده و محسوس است سوء مدیریت نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای در بحران گاز ایران دارد. با وجود اینکه ایران دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان را داراست و تولید گاز در سالهای اخیر افزایش یافته، اما به دلیل سوءمدیریت گسترده، سرمایهگذاری ناکافی در توسعه میادین گازی، فرسودگی زیرساختها، و ناترازی شدید بین تولید و مصرف، کشور با کمبود گاز و بحران انرژی مواجه است. این ناترازی باعث شده بخش زیادی از نیروگاهها و صنایع بزرگی مانند فولاد و پتروشیمی به دلیل کمبود سوخت با مشکلات جدی و حتی تعطیلی روبرو شوند. سوء مدیریت به شکل اتخاذ تصمیمات نادرست، عدم سرمایهگذاری کافی در بهینهسازی مصرف و توسعه ظرفیت تولید، سیاستهای رانتی و تمرکز بر پروژههای غیرکارشناسی ظهور کرده است. میتوان گفت که سوء مدیریت دولتی و ضعف در برنامهریزی و اجرای سیاستهای موثر، همراه با مشکلات ساختاری و تحریمها، اصلیترین عوامل بحران گاز در ایران هستند که پیامدهای آن شامل خاموشیهای گسترده، کاهش تولید صنعتی، آلودگی هوا و خسارات اقتصادی است. به اعتقاد برخی از کارشناسان این حوزه سوءمدیریت شرایط بحرانی کنونی مرتبط است. افراد متخصص در این حوزه یکی از راهکارها را چنین می دانند پایان دادن به اتخاذ تصمیمات اشتباه، خود کمک بزرگی به صنعت و تولید کشور است.( https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1590901) یک سوال کلی که اینجا باید جواب دهند این است که چرا باید دومین دارنده چنین انرژی در دنیا در برخی فصول سال بازهم با ناشنایستگی مدیریتی کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرد.
نقش سوء مدیریت در بحران آب
اگر منصافه بخواهیم نگاه کنیم این عامل نقش کم رنگ تری دارد چرا که کارشناسان این حوزه معتقدند بحران آب نتیجهای است از ترکیب عوامل طبیعی و اقلیمی اما سوء مدیریت در تقسیم، مصرف و حفظ منابع آبی عامل اصلی و محوری در تشدید و باقی ماندن این بحران بوده است. بحران آب نه صرفاً به دلیل تغییرات اقلیمی یا کاهش بارندگی، بلکه به دلیل مدیریت ناکارآمد و ناهماهنگ بیشتر تشدید شود. به عبارت دیگر، سوء مدیریت هم در سطح کلان سیاستگذاری و هم در سطح عملیاتی و بهرهبرداری از منابع آب، عامل اصلی تشدید بحران آب است. کارشناسان معتقدند که بدون اصلاح ساختارها، بهبود هماهنگی بین دستگاهها و اجرای برنامههای جامع مدیریت آب، بحران آب همچنان تشدید خواهد شد و مشکلات زیستمحیطی، امنیتی و اقتصادی بیشتری را به دنبال خواهد داشت.&( https://enghelabe-eslami.de/10475) (https://iraf.ir/?p=47501) بازهم تاکید می شود اگر دفاعی داریم باید عالمانه باشد و اگرهم نقدی داریم باید منصافه دلسوزانه باشد هدف نهایی بدون تردید مچگیری نیست و صرفا بهبود وضع موجود است . بحران اصلی مدیریت ناشایسته و غیرتخصصی نظام سیاسی
مدیریت ناکارآمد نظام سیاسی بحرانهای داخلی را از چندین جنبه تشدید میکند. یکی از مهمترین این جنبهها، تصمیمگیری غیرتخصصی و سیاسی است؛ بهگونهای که تصمیمات کلان بر اساس ملاحظات سیاسی و بدون پشتوانه کارشناسی گرفته میشود. این امر به جای حل ریشهای بحرانها، منجر به ارائه راهحلهای موقتی و ناکارآمد شده و مشکل را عمیقتر میکند. از سوی دیگر، فساد و ناکارآمدی نظارت نیز نقش بسزایی ایفا میکند. فساد اداری و مالی، کمبود شفافیت و ضعف نظارت موجب تخصیص نادرست منابع و بروز مشکلات بیشتر در مدیریت بحران میشود. پنهانکاری و سرکوب نهادهای مدنی نیز به کاهش اعتماد عمومی و اختلال در هماهنگی واکنشها دامن میزند. در مواجهه با بحران های پیش آمده که به آنها اشاره شد مثلا تأخیر در مواجهه با بحرانها از دیگر پیامدهای مدیریت ناکارآمد است که باعث بزرگتر شدن مشکلات و تبدیل آنها به بحرانهای غیرقابل کنترل میشود. همچنین، ضعف در هماهنگی و ساختار بوروکراتیک پیچیده، سرعت واکنش و اجرای برنامههای مدیریت بحران را کاهش میدهد. بیثباتی مدیریت و انتصابات نامناسب نیز بهویژه در قالب تغییرات مکرر مدیران و انتصابات سیاسی به جای تخصصی، اختلال در اجرای سیاستها و کاهش اثربخشی مدیریت بحران را در پی دارد.ناکارآمدی در پاسخ به مشکلات، نارضایتی عمومی را افزایش داده و کاهش مشارکت مردمی و تشدید تنشهای اجتماعی و سیاسی را به دنبال دارد که خود به ایجاد بحرانهای جدید در جامعه منجر میشود. از طرفی، پیچیدگی متغیرها و عدم شناخت کافی از بحرانها نیز مدیریت را با چالشهای بیشتری روبهرو میکند. افزایش عوامل و رخدادهای به هم پیوسته، تشخیص و مدیریت بحرانها را دشوارتر میسازد و در صورت مدیریت ناخودآگاه یا غیرکارشناسی، بحرانی بزرگتر شکل میگیرد.مدیریت ناکارآمد نظام سیاسی با ایجاد چرخه معیوبی از فساد، تصمیمهای غیرحرفهای، فقدان پاسخگویی و ضعف نظارت، نهتنها به بحرانهای داخلی دامن میزند، بلکه آنها را عمیقتر و طولانیتر میکند. در این راستا، اصلاح ساختارهای سیاسی، افزایش شفافیت، پاسخگویی و جذب مدیران متخصص از راهکارهای اساسی برای کاهش شدت بحرانها محسوب میشود. متاسفانه عمق فاجعه را جایی می فهیم(دوره های مختلف ریاست جمهوری فارغ از دسته بندی های سیاسی و جنایی معمول) که زمانی این سرزمین رئیس جمهوری داشته است که مدعی مدیریت جهانی بوده است بیش از ۱۰۰ سیاستمدار دنیا در گفتگو با من این توقع یعنی مدیریت جهان را بیان کردند و آنها می گویند ایران پتانسیل مدیریت جهان را دارد. (https://fararu.com/fa/tiny/news-150219) و رئیس جمهور دیگری داشته که هیچ برنامه نداشته و بر قوانین گذشته به نوعی تاکید دارد و اختیارات را به استانداران واگذار می کند. https://www.javanonline.ir/005Auv) (https://tn.ai/3344023)& رئیس جمهوری به خود دیده است که تمام مشکلات را فقط به گشایش در تحریم ها و مذاکرات گره زده بود و تمامی فعالیت ها مدیریتی را در این قضیه منوط دانسته است .( https://tn.ai/1375650) بالاخره تجریه رئیس جمهوری را داشته است که در آخرین دقایق به استناد صحبت خودش با اکراه پا به عرصه ریاست جمهوری گذاشته است .(… برخلاف میل و مصلحت شخصی و تنها به منظور انجام وظیفه..) (mshrgh.ir/1217425) آیا با چنین فراز و فرودهایی که برای سکان اول اجرایی کشور وقتی مواجهه می شویم باز هم باید بگویم خدا را شکر که برخی بحران ها بیشتر از شکل نگرفته است جای بسی خوشحالی است .وقتی انتخاب ارشد چنین وضعتی را تجریه می کند در حوزه سیاست گذاری قطعا در انتخاب وزراء و مدیران مدیرانی تاثیر مستقیم خواهد گداشت که اداره امور چنین فشل و دچار بحران می شود.در پایان امید دارد در برخورد با مصالحه عالیه کشور نگاهها دقیق تر و شایستگی گزینی مطلوب صورت پذیرد و هر روز ایران اسلامی و مردم سرافزازش پاینده تر و بالنده تر از گذشته باشند،ایرانی و ایرانی ثابت کرده اند شایسته بهترین ها هستند.
- تحریریه ایلام آگاه
- کد خبر 13637
- بدون نظر
- پرینت




